آرايه هاي ادبي
بخش سوم
بيان
درس 12
1- استعاره مکنيه را تعريف کنيد؟
مشبهي است که به همراه يکي از اجزا يا ويژگيهاي مشبهٌ به مي آيد.
به 2 صورت است:
1)اضافي
2)اسنادي
- استعاره مکنيه اي که از اضافه شدن چيزي به مشبه به دست مي آيد را «اضافه استعاري» مي گويند.
- استعاره مکنيه اي که که مشبهٌ به آن «انسان» مي باشد را «تشخيص» يا «انسان انگاري» گويند.
خود آزمايي
1- در شعرهاي زير، استعاره هاي مکنيه را بيابيد و در هر استعاره، مشبه، مشبهٌ به و وجه شبه را تعيين کنيد؟
- کسي چو حافظ نگشود از رخ انديشه نقاب تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
استعاره مکنيه (تشخيص) استعاره مکنيه (تشخيص)
«حافظ»
1- مشبه: انديشه/ مشبهٌ به: انساني که بر رخ نقاب دارد. / وجه شبه: آشکار کردن چهره و انديشه با برداشتن نقاب
2- مشبه: سخن / مشبهٌ به: انساني که سر و زلف دارد. / وجه شبه: جدا کردن زلف يا شانه و نوشتن با قلم.
- هر کو نکاشت مهر و ز خوبي گلي نچيد در رهگذر باد نگهبان لاله بود
استعاره مکنيه استعاره مکنيه (هر دو تشخيص هم هستند)
«حافظ»
1- مشبه: مهر / مشبهٌ به: انساني که محبت نمي کارد. / وجه شبه: محصول و نتيجه عمل نيک
2- مشبه: خوبي / مشبهٌ به: انساني که از خوبي گلي نمي چيند. / وجه شبه: نتيجه خوبي که با چيدن گل از بوته شباهت دارد.
- اي ابر بهمني نه به چشم من اندري تن ز تن زَ مانَکي و بياساي و کم گِري
استعاره مکنيه (تشخيص) «فرخي»
مشبه: ابر بهمني / مشبهٌ به: انساني که بسيار گريه ميکند / وجه شبه: باريدن ابر و گريه انسان.
- فردا که پيشگاه حقيقت شود پديد شرمنده رهروي که عمل بر مجاز کرد
استعاره مکنيه (اضافه استعاري) «حافظ»
مشبه: حقيقت / مشبهٌ به: پيشگاه / وجه شبه: آستانه و درگاه خانه که آشکار است.
2- در شعرها و جمله هاي زير، استعاره هاي مکنيه را بيابيد و معين کنيد که کدام يک تشخيص است؟
- آسمان تعطيل است
بادها بيکارند
(تشخيص)
(همگي استعاره مکنيه اند) ابرها خشک و خسيس
(تشخيص)
هق هق گريه خود را خورند.
(تشخيص)
«قيصر امين پور»
- شب ايستاده است / خيره نگاه او / بر چارچوب پنجره من
استعاره مکنيه (تشخيص) استعاره مکنيه (تشخيص) «سپهري»
- بخز در لاکت اي حيوان که سرما
نهاني دستش اندر دست مرگ است
نسبت دادن دست به سرما ---- استعاره مکنيه و تشخيص
دست مرگ: استعاره مکنيه اضافي و تشخيص هم هست.
(يعني مرگ به انساني تشبيه شده که دست دارد.)
مبادا پوزه ات بيرون بماند
که بيرون برف و باران و تگرگ است
«اخوان ثالث»
- در آفاق گشاده است وليکن بسته است از سر زلف تو در پاي دل ما زنجير
استعاره مکنيه (از نوع اضافه) (استعاره مکنيه (اضافي) «سعدي»
پاي دل : اتشخيص نيز مي باشد
- گــــل بخنديــــد و باغ شــــــد پـــــدرام اي خوشا اين جهان بدين هنگام
استعاره مکنيه (تشخيص) استعاره مکنيه (تشخيص) «فرخي»
خنديدن و شادي کردن ----- هر دو از لوازم انسان است.
3- استعاراتي که در اشعار زير به کار رفته اند، مصرحه اند يا مکنيه؟
- آينه ات داني چرا غمّاز نيست چون که زنـــــگار از رُخَــــش ممتاز نيست
استعاره مصرحه از دل استعاره مصرحه از کدورت/ استعاره مکنيه (تشخيص)
رخ به آينه نسبت داده شده
«مولوي»
- گر چه من خود ز عدم دل خوش و خندان زادم
عشق آموخت مرا شکل دگر خنديدن
استعاره مکنيه (از نوع تشخيص) «مولوي»
- ملکا، مها، نگارا، صنما، بتا، بهارا متحريم، ندانم که تو خود چه نام داري
همگي استعاره مصرحه از محبوب «سعدي»
- خواهم شدن به مکيده گريان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
استعاره مکنيه – غم به انساني که دست دارد تشبيه شده (تشخيص) اضافه استعاري نيز هست.
«حافظ»
- اي بخارا، شاد باش و دير زي مير زي تو شادمان آيد همي
استعاره مکنيه (تشخيص) «رودکي»
مورد خطاب قرار دادن و نسبت دادن شادي و عمر طولاني داشتن از ويژگيهاي انسان که به بخارا نسبت داده شده، مي باشد.
4- استعاره هاي زير را به تشبيه تبديل کنيد و پايه هاي تشبيه را نام ببريد؟
- جاده نفس نفس مي زد. (سپهري)
تشبيه: جاده همچون مرکبي که راه طولاني پيموده باشد خسته و نفس زنان در دل صحرا پيش مي رفت.
مشبه: جاده / مشبهٌ به: مرکبي که راه طولاني پيموده باشد. / ادات تشبيه: همچون / وجه شبه: خستگي و گرما
- ما آبروي فقر و قناعت نمي بريم با پادشه بگوي که روزي مقدر است
«حافظ»
تشبيه: فقري که همراه با قناعت باشد همانند انساني آبرومند است.
مشبه: فقر و قناعت / مشبهٌ به: انسان آبرومند / ادات تشبيه: همانند / وجه شبه: بي ارزش نبودن فقر با قناعت و انسان آبرومند.
موضوعات مرتبط: آموزش شعر
برچسبها: ارایه های ادبی , بیان
